| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
داستان عشق
يه روزي عشق ، ديوونگي ،محبت و فضولي داشتن قايم موشك بازي ميكردن تا نوبت به ديوونگي رسيد .ديوونگي همه رو پيدا كرد اما هرچي گشت اثري از عشق نبود ، فضولي متوجه شد كه عشق پشت يه بوته قايم شده و ديوونگي را خبركرد اما ديوونگي يه خار بزرگ برداشت و در بوته گل سرخ فرو كرد ، صداي فرياد عشق بلند شد . وقتي همه به سراغش رفتن ديدن چشماش كور شده و ديوونگي كه خودش رو مقصر مي دونست تصميم گرفت هميشه عشق را همراهي كند و از اون روز به بعد وقتي عشق به سراغ كسي مي ره چون كوره بديهاي معشوقش رو نمي بينه و ديوونگي هم در كنارشه |+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384 و ساعت 0:21 |
دلي دارم که مثل کوچه خاکيست
گناهش سادگي ودرد پاکيست نمي بخشي خدايا گر گناهش بکش دل راکه هرروز از توشاکيست |+| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384 و ساعت 13:24 |
|
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1385شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 پيوندهای روزانه
حسینیه اینترنتیآرشيو پیوندها پيوندها
روسری آبیمداد رنگی نیم نگاه عاشقانه خلوتگه خورشید وبلاگ مريم ياس نو دی جی عاشق سان بوي فریاد عشق دیباچه کلام تنها ترین تنها بهترین راز بیکران وبلاگی برای همه پادشاه باشکوه مو مشکی بانوي آبي پوش دلبر تنها (دوست عزیزم حامد) ساناز هوالمعاشق وبلاگي براي رياضيدانان خسته و تنها (یکی دیگه از دوستام) نسيم عشق مريم تنهاست (من و تو و فاصله) راه نو اين دوستمون هم عشقش آبيه گل هميشه بهار (عشق آبي) قصه ای از غصه ها... نوشته هايي در تنهايي كتابخانه اميد ايران بی خیال این عشق محال اشعار روزانه
وقتي دلم برات تنگ مي شود چشم هاي پر از اشكم را پشت ابرهاي سياه پنهان ميكنم آنجا كه جز خداي خود هيچكس را نمي يابم پس بدان .... هر زمان كه بارن ميبارد دلم برايت تنگ است آمار وبلاگ
|
| Powered By BLOGFA - Designing By BlueLove |